2-stephen-covey-16_9

درباره استفان کاوی، نویسنده و سخنران مشهور : بخش ششم

عادت ۲ : ذهن را از پایان آغاز کنید

یعنی به روشنی مقصدمان را بشناسیم . مثلا اگر فردا تشییع جنازه ما باشد و ما ناظر بر آن، دوست داریم افرادی که ما را می شناسند درباره ما چه بگویند و از ما چگونه یاد کنند ؟ ( در مقام همسر ، در مقام دوست ، در مقام همکار ، در مقام رئیس ، در مقام … )
مدیریت یعنی درست انجام دادن امور . رهبری یعنی انجام دادن امور درست .
باید کانون توجهمان اصول باشد نه کار نه تملک نه تفریح، نه دوست، نه دشمن، نه مسجد، نه خود، نه همسر، نه خانواده و نه پول . اصول را فدای موارد دیگر نکنیم چرا که در نهایت احساس خوشبختی نخواهیم کرد .
پس شعار رسالت شخصی خود را بنویسیم . نوشتن شعار رسالت امری زمان بر است و نباید برای آن عجله کرد. باید فرصت کافی داد تا همه کسانی که به نحوی درگیر آن هستند در آن مشارکت داشته باشند. چرا که راز تعهد ، مشارکت راستین همه افراد است و نوشتن شعار رسالتی که افراد به آن پایبند نباشند کاری عبث است.
چنانچه بتوانیم اختیار زندگی خود را به دست بگیریم احساس امنیت درونی می کنیم و این باعث ایجاد ” ذهنیت فراوانی” در ما می شود. به این ترتیب قابلیت تولید خود را بالا برده ایم. در مقابل کسانی که منشا احساس آن ها دیگرانند ، دارای ذهنیت کمبود اند.

عادت ۳ : نخست امور نخست را قرار دهید

چه کاری برای موفقیتمان بسیار مهم است ولی به آن نمی پردازیم ؟
هشتاد درصد نتایج ،حاصل بیست درصد از کار و فعالیت است .
چهار نوع فعالیت وجود دارد :

۱-  کارهای ضروری و اضطراری ( مثل بهرانها )

۲-  کارهای ضروری و غیر اضطراری ( شناخت فرصتها – برنامه ریزی )

۳-  کارهای غیر ضروری و اضطراری ( جلسات بی مورد – تلفنها )

۴-  کارهای غیر ضروری و غیر اضطراری ( اتلاف وقت – تلویزیون – کارهای پیش پا افتاده )

افراد موفق کسانی هستند که به امور دوم می پردازند . آنها هرگز مسایل را مورد توجه قرار
نمی دهند بلکه ذهن را به فرصتها و راه حلها معطوف می دارند .
نه گفتن به فعالیتهای دیگر، مایه ای ندارد .
بعضی کارها را به دیگران واگذار کنیم .
پس اوقات خود را به صورت هفتگی برنامه ریزی کنیم.

 

عادت ۴ : برنده / برنده بیاندیشید

برداشت های زیر در مناسبات انسانی وجود دارد:

۱-  برنده / برنده : در تمام جنبه های ارتباطی در صدد جذب منافع دو جانبه است .

۲-  برنده / بازنده : معطوف به قدرت گرایی است.

۳-  بازنده / برنده : مختص کسانی است که همواره برای جلب رضایت دیگران و ایجاد محبوبیت در ایشان کوتاه می آیند.

۴-  بازنده / بازنده : وقتی دو طرف با نگرش برنده/ بازنده یعنی دو موجود لجوج و خود رای با هم وارد مذاکره شوند چنین وضعی پیش خواهد آمد.

این سوال که چه کسی در زندگی مشترک ما برنده است ؟ پرسش مسخره ای بیش نیست . اگر هر دو نفر برنده نباشیم ، هر دو بازنده ایم .

هرگز نباید در شرکتی که همه برای دستیابی به موفقیت نیاز به همکاری دارند بین همکاران رقابت برنده / بازنده برقرار شود .

به کار گیری نگرش برنده /برنده عادت رهبری است و مستلزم کاربرد چهار خصیصه منحصر به فرد انسانی یعنی خودآگاهی ، تخیل ، شعور و اراده آزاد است . همچنین مستلزم یادگیری متقابل ، تاثیرگذاری متقابل و منافع متقابل است . این نگرش فلسفه جامع زندگی و ارتباط متقابل و قانون طلایی عمل و دارای پنج بعد است :
۱) منش
۲) کیفیت روابط
۳) توافق ها
۴) نظام ها
۵) فرایندها




پاسخ دهید

X