www.monyms.ir-14844

ذهن خودآگاه و ناخودآگاه

همه ما در اقیانوس بی کرانی از ثروت لایتناهی غرق هستیم و این اقیانوس همان ذهن الهی ماست . برای آشنایی بیشتر با این دو مفهوم ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه می توانیم از مثال یک کشتی عظیم غول پیکر استفاده کنیم که این کشتی یک ناخدا دارد که ذهن خوداگاه ماست که این کشتی غول پیکر را هدایت می کند و همچنین این کشتی مجهز به پیچیده ترین و پیشرفته ترین دستگاه هاست که تمام کارهای این کشتی غول پیکر را به صورت تمام خود کار و با جزییات فوق العاده بالا و باور نکردنی انجام میدهد که تمام این مکانیزم ها تابع امر ناخدای خود هستند .

این کشتی غول پیکر با تمام تجهیزات فوق پیشرفته آن را می توان به ذهن ناخودآگاه انسان تشبیه کرد . که خود اطلاعی از مقصد ندارد و تنها مطیع و فرمانبردار است حتی اگر ناخدا دستور اشتباهی صادر کند مجبور به اطاعت هستند . امر ناخدا باید مو به مو انجام شود . ذهن خودآگاه هر کسی ناخدای مملکت وجود اوست . تمام فرمان هایی که ذهن خودآگاه باور می کند و آن را به عنوان یک واقعیت می پذیرد ، ذهن ناخودآگاه به واقعیت بیرونی تبدیل میکند و این نقشه گنج و راه کسب ثروت و کلید تحقق آرزوهاست است . هر کاری که داریم را میتوانیم با ذهن ناخود آگاهمان در میان بگذاریم او خود ترتیب کارها را می دهد . هر وقت ایده ای را به ذهن ناخود آگاه خود بدهیم بر آن میشود که به نحوی آن را به مرحله اجرا درآورد.

ذهن خود آگاه هر کسی ناخدای مملکت وجود اوست . تمام فرمان هایی که ذهن خود آگاه باور می کند و آن را به عنوان یک واقعیت می پذیرد ذهن ناخودآگاه به واقعیت بیرونی تبدیل میکند و این نقشه گنج و راز کسب ثروت و کلید تحقق آرزوهاست است . هر کاری که داریم را میتوانیم با ذهن ناخودآگاهمان در میان بگذاریم او خود ترتیب کارها را می دهد . هر وقت ایده ای را به ذهن ناخود آگاه خود بدهیم بر آن میشود که به نحوی آن را به مرحله اجرا درآورد.

هر آنچه که ما به ذهن می سپاریم و آن را صحیح می پنداریم ذهن ما آن را می پذیرد و در زندگی شخصی ما آن را متجلی می سازد ، ما فقط فرمان را صادر میکنیم ذهن ناخودآگاه مان آن را میگیرد و چشم بسته برای ما آن را انجام میدهد.  به یاد دارم دانشجویی که از دانشگاه فارغ التحصیل شده بود و مدت ها بود که به دنبال کسب و کاری می گشت نتوانسته بود برای خود شغلی پیدا کند بعد از اینکه به قدرت ذهن خود پی برد و به آن متوسل شد در مدت زمانی کوتاه صاحب شغلی با درآمد بالا شد.

ضمیر خودآگاه ما دارای قدرت استدلال و تعقل است و هر آنچه را که دریافت کند با استدلات منطقی میسنجد اما ذهن ناخود آگاه بی تفاوت و خنثی است و عاری از قدرت انتخاب و هر آنچه که به او بگوییم مانند یک بچه قبول می کند و آن را در زندگی ما متجلی می کند و از همین جا دلیل اهمیت فوق العاده بالایی که به ذهن خود می دهیم مشخص میشود . به خاطر داشته باشیم که ذهن ناخودآگاه مانند ذهن خودآگاه قادر به استدلال و قضاوت نیست . ذهن خود آگاه مراقب و نگهبان ماست و یکی از وظایف او حفظ و نگهداری و حمایت از ذهن ناخودآگاه در مقابل داده ها و پیام های غلط است چون ذهن خودآگاه دارای استدلال و منطق است وقتی پیامی را دریافت می کند شروع به تجزیه و تحلیل آن می کند و سپس آن را به ذهن ناخودآگاه میدهد که آن را عملی کند چون ذهن ناخودآگاه استدلال نمی کند و فقط کارش اطاعت است  .

در فرهنگ لغت برای کلمه تلقین این گونه توضیح داده شده است  ” ایجاد فرایند ذهنی به منظور پذیرش و تثبیت اعمال ، اندیشه و ایده ی تلقین شده ” . اگر بتوان با تمرین های القایی و تلقینات مکرر گفته هایی را به ذهن ناخودآگاه روانه کرد که حاوی پیام های شادی ، امید و ثروت مندی باشد می توان به دروازه سعادت و خوشبختی راه یافت.

لازم به ذکر است که هیچ تلقینی را نمی توان بدون خواست و تمایل ذهن خودآگاه در ذهن ناخودآگاه جای داد به یاد داشته باشید که ذهن خودآگاه فرمانده است و ذهن ناخودآگاه از او دستور می گیرد. همان طور که تلقین به جا می تواند نتیجه مطلوبی را در زندگی ما داشته باشد تلقین نابجا هم می تواند آثار مخربی را به همراه داشته باشد.

در یکی از روزنامه های لندن رویداد مهمی که ناشی از تلقین نابجا بود به چاپ رسیده بود قضیئه از این قرار بود که پدر خانواده ای که دخترش به نوعی بیماری پوستی صعب العلاج دچار شده بود و از این بیمار بسیار رنج می کشید . دلش چنان برای جگر گوشه اش می سوخت که به هر کسی که می رسید می گفت حاضرم یک دستم را قطع کنند ولی دخترم شفا پیدا کند. مدت دو سال این جمله را ورد زبانش کرده بود ولی با وجود تلاش پزشکان هیچ راه علاجی وجود نداشت . یکروز که تمامی اعضای خانواده با اتومبیل در شهر گردش می کردند اتومبیلشان با کامیونی تصادف می کند و درنتیجه این تصادف دست پدر از کتف قطع می شود و جالب است که بدانید که دخترش که در ماشین بود و هیچ صدمه ای هم ندیده بود بیماری اش بهبود یافت و دیگر از آن همه درد و ناراحتی اثری نبود.  پس باید بدانیم که ذهن ناخودآگاه ما شوخی ندارد هر آنچه را که به او بدهیم در زمان مناسب پاسخ می دهد.




X