37682459_ml-620x420

ذهن ناخودآگاه

بیش­تر انسان‌ها سعي مي­كنند تصمیم­­‌هاي منطقی درباره­ زندگی­شان بگيرند. در حقیقت بخش خودآگاه و هوشمند ذهن (اگر بتوان حجمي براي آن در نظر گرفت) به ­اندازه­ یک نخود است، و قسمت ذهن ناخودآگاه هم­چون یک بادکنک می­باشد که براساس دامنه و انبوه دانسته­‌ها و تجارب بزرگ و بزرگ­تر می­گردد. ذهن هدیه­‌ای گرانبهاست که خداوند به ما عطا کرده و می­تواند برای آفریدن یک زندگی جدید، و رسیدن به آرزوهای­مان مورد استفاده قرار بگیرد. قدرت شگرف ذهن ناخودآگاه برای انجام بسیاری از کارها نامحدود است، و فقط به توانایی ما برای کشف و آزادسازی نیروی نهفته­ آن بستگی دارد.

اغلب تصمیمات ما در بخش ذهن ناخودآگاه (نیمه ­هوشیار) گرفته می­شود، یعنی در عرض چند ثانیه احساسات تحريك شده، ذهن شروع به برنامه­‌ریزی و فعالیت برای تحت­‌تاثیر قرار دادن ذهن‌خودآگاه (هوشیار) در یک فرایند تصمیم­‌گیری می­کند. متاسفانه در اکثر افراد ذهن هوشیار (خودآگاه) یک انبار بی­‌ارزشِ پُر از احساسات تخریب شده و برنامه‌هاي شكست خورده است، که آن­ها هم اغلب به­ صورت افکارمنفی اعمال ما را تحت­‌تاثیر قرار داده و رسيدن به نتايج مطلوب در زندگی را به تاخیر می‌اندازند. ذهن نیمه ­هوشیار (ذهن ناخودآگاه)، همیشه حتا هنگام خواب در حال کار است. ذهن نیمه­ هوشیار (ذهن ناخودآگاه) به هر شکلی رويدادهایی که به طرفش می­آیند را جذب و تحت‌تاثیر آن­ها قرار می­گيرد مثلا اگر شخصی همیشه اخبار جنگ و جنایات و حوادث ناگوار و خشن را در روزنامه­ ها و تلویزیون پی­گیری کند؛ ذهن نیمه هوشیارش با حجمي از افکار و ارزش‌­های منفی پُر می‌شود، و شب تمام این تصاوير با او به رختخواب می­رود و در رویاهایش نیز تاثير گذاشته و طی روز بعد نيز احوال او داراي بار منفي است.

اما اگر شخصی صرفا اخبار ورزشی را پی­گیری کرده، موسيقي گوش دهد، فیلم‌های مفرح يا مسابقات ورزشی تماشا كند، اوضاع و احوال روحي­اش کاملا متفاوت خواهد بود. واکنش او به هنگام خواب و بعد از آن (طی روز بعد) سرشار از انرژي مثبت است. درون­ داده‌­های ما برون­ داده‌های ما­ را تعیین می­کند. اگر هر چیزی که به ذهن می‌دهیم منفی باشد، نتیجه­‌ای که به­­ بار خواهد آمد، نمی­تواند حاصلی جز احساسات و بازتاب‌های منفی باشد. ضمير نیمه ­هوشیار (ذهن ناخودآگاه) را می­توان تا حد زیادی مهار كرد، یعنی هر انساني با برنامه­‌ریزی­ صحیح، توانایی تسلط بر ذهن نیمه­ هوشیارش را دارد. البته این­­کار را نمی­توان با شعار يا مطالعه­ چند جلد كتاب، انجام داد. خَلق الگوهای جدید در ذهن نیمه هوشیار، نیاز به آموزش منظم دارد.

برنامه­‌ریزی برای ذهن نیمه ­هوشیار باید تبدیل به یک عادت روزانه شود. عادتی­ که به هنگام ظهور هر فکر مخربی، به راحتي بتوانیم آن را پس بزنیم، یعنی توان مقابله در برابر بمباران افكارمنفي را داشته باشيم. از آن­جایی­ که ضمیر نیمه هوشیار (ذهن ناخودآگاه) احساسی عمل می­کند، وقتی­که محرک‌های فکر ما (چه مثبت چه منفی) با احساسات همراه می­شوند، قوی­تر و موثرتر هستند. ذهن، کارگاه تولید فکر است که از منبعی به­ نام ضمیر ناخودآگاه سرچشمه می­گیرد. ضمیر ناخودآگاه نمی­تواند خوب را از بد و درست را از غلط تشخیص دهد ولی چنان قدرتی دارد که اگر از آن غافل شویم، می­تواند سررشته­ زندگی را به ­دست گیرد و به هرجایی ببرد. در حقیقت افکار و اندیشه­ آدمی سازنده­ نوع و کیفیت زندگی اوست، اندیشه­ زیبا و مثبت می­تواند بهشتی در زندگی انسان بسازد، چنان­چه افکارمنفی و یاس‌­آور جهنمی به­­ پا می­کنند.




X