22450

ضمیر خود آگاه و ناخودآگاه چیست؟

ضمیر خود آگاه و ناخودآگاه چیست؟ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه

ضمیر انسان دارای دو قسمت است بهتر بگوییم که هر انسان دو ضمیر دارد . ضمیر خود آگاه و ضمیر نا خود آگاه ، آن قسمت ها و اعضایی از بدن که ما می توانیم آن را با اراده به حرکت درآوریم در محدوده و تحت تسلط ضمیر خودآگاه قرار دارد . زمانی که ما می خواهیم ضمیر آگاه غیر فعال شود و اعمال بدن با ضمیر ناخودآگاه اداره می شوند . در زمان خواب کلیه رفتارها و حرکات ما توسط ضمیر ناخودآگاه اداره و کنترل می شود . رویاهایی که در خواب مشاهده می کنیم ، توسط ضمیر ناخودآگاه بر انگیخته شده و جزئی از فعالیت های ضمیر نا خود آگاه به حساب می آید . ولی در زمان خواب ضمیر ناخودآگاه ما از خارج غیر قابل دسترسی است . بنابراین به صورت ضمنی و تقریبی می توانیم بگوییم که زمان خواب ضمیر ما درون آگاه تا حدود زیادی فعال می شود . هرقدر عمق خلسه بیشتر شود ، بدن بیشتر تحت اختیار ضمیر نا خودآگاه قرار می گیرد . در نتیجه خلسه هیپنوتیزمی ضمیر خود آگاه نه تنها تمام اعمال را تحت اختیار خود در می آورد که در گذشته ضمیر آگاه بر آنها تسط داشته بلکه تا حدودی برخی از وظایف ضمیر ناخوداگاه را نیز به عهده می گیرد و برخی از اعمال سیستم عصبی اتونوم یا غیر ارادی توسط آن اداره و کنترل می شود . یکی از عللی که برخی از بیماری ها و الگوهای رفتاری نامناسب در این شرایط توسط هیپنوتیزم درمانی معالجه می شوند ، همین خاصیت یا شرایط است . یک سوژه یا همان بیمار هیپنوتیزمی بیشتر تلقیناتی که به او ارائه می شود ، می پذیرد ، مگر آنکه با ارزشهای والای اعتقاد او شدیداً در تعارض باشد . در این شرایط ذهن آدمی قدرت تطابق زیادی نشان داده و بیشتر عمل بدن سوژه می تواند تا حدود زیادی با تلقینات هیپنوتیزور تعادل یا تغییر پیدا کند . حواس پنجگانه می تواند شدت و حد فوق العاده ای پیدا کند و یا از سوی دیگر با تلقین ضعیف یا متوقف گردد ، بطوری که سوژه نسبت به بسیاری از محرکهای درد تا اندازه ای بی توجه می شود که تنها همانند آن را می توان در شرایط بیهوشی مشاهده کرد .

به راحتی می توان یک کتاب قطور در مورد ضمیر ناخودآگاه نوشت، چرا که این بخش از عملکرد مغز واقعاً دارای پیچیدگی خاصی می باشد و در ضمن این ضمیرناخودآگاه علاوه بر عملکرد جالبش، تاثیر گذاری بسیار مهمی هم در عملکرد زندگی انسان دارد، چرا که در واقع ضمیر ناخودآگاه فرمانده کلیه رفتارهای انسان می باشد و هر رفتار غیر کنترل شده را چه مثبت و چه منفی، تحت هدایت خود دارد به عنوان مثال اگر ما به یکباره علاقه مند به ورزش می گردیم و یا میل به کشیدن یک نخ یا بیشتر سیگار را داشته باشیم این رفتارها توسط ضمیرناخودآگاه هدایت می گردد و باید به اهمیت آن توجه نمود زیرا از طرف دیگر ما مایل باشیم که تغییری را در یک رفتار ناخواسته مثل کشیدن سیگار انجام دهیم بالاجبار باید این تغییر رفتار را با یک برنامه ریزی که با همکاری ضمیرناخودآگاه انجام می گیرد و در هدایت رفتار شخص نقش اساسی را ایفا می نماید، بوجود بیاوریم. بنابراین نه تنها نباید نقش ضمیر ناخودآگاه را در رفتار یک انسان کوچک شمرد بلکه باید آن را به عنوان اولین اصل مد نظر داشت.

بر اساس ویژگی های روانی انسان، ضمیر ناخودآگاه چنین تعریف شده که اندیشه ها، احساسات و حس های غریزی ناآگاهانه که همیشه یا گاهی در زمان ها و شرایط خاص، باعث رفتار “ناخوداگاه” و “غیر ارادی” در فرد، می شوند را می توان یک جز اصلی در تقسیم بندی روان انسان درنظر گرفت.
حال بر اساس این تعرف و ویژگی ها، چون کنش ها و واکنش های “ناآگاهانه” روانی و رفتاری به وفور در وجود آدمی مشاهده شده، باید به وجود ضمیر ناخوداگاه اعتراف کرد. از تاثیرات مهم ضمیر ناخوداگاه در انسان، می توان به کار سیستمی دستگاه تنفس و دستگاه گردش خون اشاره کرد که باعث زنده ماندن انسان و ادامه حیات او شده و از لحاظ روانی هم احساسات غریزی، عصبانیت، ترس، درد، خواب ها و رویا ها و … همگی ناشی از آن هستند.
بیشتر تاثیرات ناخودآگاه انسان از مخچه مغز ناشی می شوند ولی اینکه در حال حاضر درست نمی دانیم کدام یاخته های مغزی و یا ترکیب شبکه های عصبی مغز انسان، ضمیر ناخود آگاه ما را تشکیل داده اند.

در واقع آنچه راکه امروز به عنوان روان درمانی در جامعه خود شاهد هستیم به طور کلی وابسته به عملکرد یکی از قسمتهای مغز ما می باشد که اصطلاحاً به آن ضمیرناخودآگاه می گویند.

ضمیرناخودآگاه در واقع مسئول کلیه رفتارهای ما می باشد به خصوص رفتارهایی که تحت ما نمی باشد.

دیدن تلویزیون، خواندن روزنامه ها، عکس العملهای دیگران در مقابل یکی از اعمال ما یا حتی مشاهده رفتار های دیگران و عکس العملهای دیگران در مقابل مسایلی را که برایشان شکل میگیرد. به طور کلی هر چیزی که در اطراف ما می گذرد تجربه ضمیرناخودآگاه را تشکیل می دهند، این تجربه می تواند یک تجربه صحیح یا یک تجربه اشتباه یا یک تجربه موقت، صحیح باشد.

در هیپنوتیزم اریکسونی به این مقوله اهمیتی خاص می دهند چرا که تمامی رفتار های ما از وجود این تجربه شکل میگیرد و باید به یک حساسیت خاص به این مسئله نظر کرد به همین دلیل ما هیچگاه نمی توانیم از تجربه خود در راهنمایی یا درمان افراد دیگر استفاده بکنیم، البته اگر تجربه ما در مورد موضوع مورد بحث بیمار یا مراجعه کننده ما باشد.

تجربیات گوناگون در ضمیرناخودآگاه هر کدام از ما انسانها تشکیل نظرهای متفاوتی را می دهد و مسئول تمامی این عملکردها  ضمیرناخودآگاه می باشد، ضمیرناخودآگاه در کنار ضمیرآگاه یک انسان را از نظر عملکرد رفتاری راهنمایی می کند و همان طور که گفتیم ضمیرآگاه در مورد مسائل کاملاً قابل کنترل شده عمل می کند حال آنکه ضمیرناخودآگاه پیوسته به دنبال کسب اطلاعات جدید و ترکیب آن با تجربیات گذشته می باشد و از آنجا که هدف ضمیرناخودآگاه حفظ منافع هر فرد می باشد، رفتار جدیدی را که خود به وجود می آورد در حفظ آن فرد می باشد.

اما گاهی این عملکرد به طور دائمی به نفع آن فرد نیست و نیازمند آن می باشیم که بتوانیم نسبت به هر موضوعی در زمان مشخص تحلیل و بررسی عمیق تری داشته باشیم چرا که یک تجربه ای که در ده سال پیش بسیار مفید بوده موضوعی را که ممکن است در زمان حال به هیچ عنوان مفید نباشد را به ما تفهیم نماید.

از اینجاست که عملکرد ضمیرناخودآگاه و اختلالاتی که ممکن است در زمینه رفتارها شکل گیرد یک بحث کاملاً پیچیده و مخصوص می شود.




X